محسن ناجي نصرآبادى

39

فهرستهاى خود نوشت فيض كاشانى ( فارسى )

يك جرعه از شراب طهورش اگر كشى * آگاه مىشوى ز دل هوشيار فيض منهاج اوست معتصمى در سلوك راه * وافى كه راست مىبردت تا ديار فيض هر نكته از براى نجاتت سفينه‌ايست * غافل مباش از سخن آبدار فيض انوار حكمت از كلمات طريفه‌اش * پيدا چو نور دانش خورشيد سار فيض نقد اصول و حق مبين ، نخبهء علوم * پروردهء نعيم دل بىغبار فيض دامن پر از لالى مكنونه مىكند * صاحبدلى كه يابد جا در جوار فيض گر دست كس رسد به اصول اصيله‌اش * بيند ره نجات زيمن منار فيض شوق كمال عشق كسى را كه در سر است * اطوار فيض گو طلب از كردگار فيض آب زلال چشمهء تسنيم و سلسبيل * يك قطره‌دان چكيده ز جوش بحار فيض باشد ضياى قلب و مفاتيح ، شرح صدر * حاصل براى هر كس در روزگار فيض صمتش شهاب ثاقب افسرده‌اى بود * كز خبث نفس مىكند انكار كار فيض شرح صحيفهء دل اهل سلوك حق * معلوم مىشود ز سكون و قرار فيض با شور عشق و جنبش شوق و نشاط قرب * بر مسند كمال نشسته وقار فيض